كد مطلب : 60688 تاریخ : 1397/04/02
 

با خود چه می کنی؟!

وضعیت شهرداری کرج به لحاظ درآمدی بد و به لحاظ بدهکاری فاجعه بار است. وام های کلان و سودهایی که به آن تعلق می گیرد یک طرف ماجراست و طرف دیگر حقوق یازده هزار نفر پرسنل. به اینها اضافه کنید ده ها پروژه نیمه کاره بر زمین مانده که هر کدام مانند زخمی بر بدن شهر دهان باز کرده است

می گویند وقتی مردم در طبقات پایین کشتی تایتانیک در حال غرق شدن بودند بالای عرشه این کشتی عظیم ویالونیست ها آهنگ می نواختند و صاحبان کوپه های درجه یک پایکوبی می کردند. اما کشتی آرام آرام در حال غرق شدن بود. این وضعیت امروز شهر ماست، کرج!

شهری که شورایش را نه تعقل و شناخت مردم که تهیه کنندگان لیست ها انتخاب می کنند و مدیرانش را سفارشات این و آن! شهری که هزاران مشکل گریبانش را گرفته و بیکاری و مهاجرت و فساد و زندان ها و حاشیه نشینی و خانواده های کوچ کرده زندانیان هر کدام گوشه از دامنش را گرفته اند تا به سقوط کشیده شود.

راه نجات این شهر سویی مدیریت سیاسی و سوی دیگر این شهر مدیریت شهری است. مدیران سیاسی که تکلیف شان مشخص است و هیات دولت استانداری از استان دیگر انتخاب می کند و برایمان تصمیم می گیرد و سپس به سلسله این تصمیمات نیروهای وارداتی باحداقل شناخت و دلبستگی سایر پست های سیاسی را در اختیار می گیرند .

اما هزار فامیل شهرداری! که هر صاحب نفوذی فامیل و آشنایی اگر داشت وارد آن کرد تا حقوق بگیر باشد و خیالش از بابت آینده راحت. 
آنجا که اعضای شورای شهر در هر دوره از یک سو و مدیران شهری و استانی از سوی دیگر سفارشی ها را به صف حقوق بگیران شهرداری اضافه کردند تا هر ماه نزدیک به سی میلیارد تومن هزینه جاری این ارگان خدمات رسان باشد. و افسوس که با این همه نیروی مازاد هر ارباب رجوعی که به آن رجوع کرده نه تنها کارش انجام نشده، که در مرز انفجار از تحقیرها و  بالا و پایین شدن هاست.

اما سخن نه با سیاسیون منتصب، که با وکلای منتخب است. آنها که به رای مردم، تصمیم شان مشروعیت پیدا کرده و برای دو هزار میلیارد تومان بودجه سالیانه صاحب نظر شده اند. 
این نصیحتی است برای آنها که خودزنی می کنند!

در ابتدای تشکیل شورای شهر، شهرداری قرار است انتخاب بشود. نام او اصغر نصیری است و از تهران آمده است. غالب گروهی که امروز به نام اکثریت یا هشت خوانده می شود با وی مخالفند، اما گروه اکثریت نه تنها ریاست و نایب رییسی را به گروه مقابل تفویض می کنند بلکه در رفتاری مدنی به نظر اکثریت احترام گذاشته و شکستشان در رای گیری انتخاب شهردار را می پذیرند.

آقای نصیری به هر دلیلی انتظارات را برآورده نمی کند. او نه تنها برنامه ای برای ادامه کارهای عمرانی ندارد بلکه هیچ مسیر آلترناتیوی برای کسب درآمد شهرداری پیش بینی نکرده و در بحث حقوق ها هم با مشکل مواجه است.انبوه مشکلات شاید به دست باتجربه ها حل شود اما بدر اتفاقی عجیب افرادی با کمترین تجربه را به سطوح بالای مدیریتی شهرداری می آورد که علاوه بر کاهش راندمان مدیریتی به شایعه هایی مبنی بر خریدوفروش میزها دامن می زند.

او با اعضای شورا که منتقد مدیریتش هستند می جنگد و کار به تهمت و متعاقب آن توهین می رسد. این شیوه خوبی برای فرافکنی ناکارآمدی سیستم است، اما در بلند مدت جواب نمی دهد. چند نفر از نزدیکان سببی و نسبی اعضای موافق شهردار هم در این میان به مقامی می رسند، اما باین تکنیک هم جوابگو نیست. درخواست ها از یکسو و انتقادات از سوی دیگر ادامه دارد. نصیری استعفا می دهد و بدون حتی یک کلمه مشورت با اعضای به ظاهر موافقش می رود. این نشان می دهد نه دوستی ها عمقی داشته و نه پیمانها پایدار بوده است.

امروز وضع تغییر کرده است. اکثریت با تحقیق و تفحص و تعمقی که در حوزه اختیارشان است، به فردی رسیده اند که اتفاقا صاحب کارنامه است. خوب یا بد چند دوره مدیریتی را در کرج و شهرهای مختلف گذرانده است .

قاضیان این دوران سه گروهند؛
نخست اعضای شورا که با واسطه از مردم حق انتخاب و تصمیم دارند.دوم شهروندانی که عملکرد وی را دیده اند و سوم کارمندان شهرداری که تحت مدیریت اش کارکرده اند. بخشی اعظمی از سه گروه فوق نه تنها کارنامه این مدیر را مثبت اعلام می کنند بلکه ستایشگر اویند. آنها مجید سریزدی را نه یک مدیر موفق، بلکه یک نابغه مدیریتی می دانند و برای اثبات این نظرشان دلایل فراوان می آورند.

اما تیم مقابل که زمانی با تمکین اکثریت، برنده مسابقه انتخاب شهردار شد چه می کند؟! 
جلسات شورا را تشکیل نمی دهد. وسط جلسه مریض می شود و جلسات را بهم می زند. به بهانه های مختلف استقلال شورا را با درخواست مداخله از سوی نهادهای بیرونی زیر سوال می برد. و به قیمت برهم خوردن سیستم مدیریت شهری میل به برنده شدن در این مسابقه دارد.

آنها که دستی بر دعوا و مرافعه دارند و سینه سوخته ی این مسیرند و تجاربی در این کارزار کسب کرده اند، می گویند:" وقتی تنها در یک جمعیت گیر افتادی خودزنی کن. هرچه بدتر خودت را بزنی طرف مقابلت بیشتر می ترسد." اما در مورد افراد ناشی گاهی این خودزنی چنان شدید است که نیازی به کتک خوردن از طرف مقابل نداری. خودت قبل از درگیری فاتحه خودت را می خوانی و السلام همه چیز به خیر و خوشی تمام می شود! 

این اعضای محترم که امروز مفتخر به عضویت شورا و ریاست و نیابتش شده اند اگر در لیست اصلاحاتی ها قرار نمی گرفتند، احتمالا امروز از دویست تا نهایتا دوهزار عدد رای  در حسابشان خوابیده بود، اما امروز بعنوان نماینده ای جامعه اصلاح طلبی و خواهان اصلاح هویت جدیدی یافته اند که در دلیلی مجهول و غیر قابل فهم برای نویسنده با دست خود اقدام به نابودی این هویت در کمترین زمان ممکن می کنند.چرا اینقد ناصبوری در این خود تخریبی ویرانگر؟!افرادی که با پس زمینه هوش، تحصیلات عالیه و البته شانس در یک فرآیند سیاسی به موقعیت ممتاز می رسند، چرا باید اینگونه به کشتن هویت تازه و اعتبار خود برخیزند؟!

آنها بر فرض محال برنده عبور از سریزدی شدند، با مدیر بعدی که با نظر اکثریت مطلق و احتمالا مشاوره سریزدی ها انتخاب می شود چه می کنند؟ برفرض محال مدیری از تصمیم و رای گروه هشت نیامد و در معجزه ای، گروه چهار رایش بیشتر ! از آنها شد و شهرداری انتخاب کردند،با این همه مشکلات اقتصادی و عمرانی شهر و شهرداری را چه می کنند؟! با مخالفت های اکثریت چه می کنند؟ !

این کنش ها نه شیوه دموکراسی، نه  برخوردار از حداقل های رفتار مدنی، نه رسم پهلوانی، نه رسم رقابت جوانمردانه، نه اخلاق و نه سیاست و نه هوش و نه استراتژی ست. شما خودزنی می کنید تا حریف را بترسانید اما خودزنی شما به شاهرگ میخورد چون تجربه اش را ندارید. شما یا خودتان را از پا می اندازید یا شورا را. شورایی که اگر باهمین فرمان پیش برود انحلالش چندان دور از ذهن نیست. شورایی که با نبودنش شما دوباره به همان سبد دویست دانه رای خود بر می گردید، اما فضا را برای رای آوری رقیب-همکارتان در شورا ساخته اید تا جامه نمایندگی بپوشد. اینبار نه نمایندگی شورا! شما با دستان خودتان قبای نمایندگی مجلس به تن رقیب-دشمن خود می پوشانید.

تاریخ درج : 1397/03/08 11:54

©2010 www.KHABAR31.ir . All Rights Reserved