کد مطلب : 60753 / تاریخ ثبت : 1397/03/12 11:10

زیرآبی «شورا» در شهری که زیر آب رفته است؛

طلای مغروق «زمان»

میدان رزم در شورا درحالی گرد و خاک به‌پا کرده که «مردم» اولین زخم‌خوردگان این جنگ فرمایشی‌اند؛ هر روز تکه‌ای از این شهر زخم می‌خورد اما سری به صفحات مجازی اعضای شورا نشان می‌دهد آنها دغدغه‌ای جز بردن در بازی‌ میان گروه «هشت» و «پنج» ندارند...

ساعت شنیِ کرج بحران‌زده، هرچند به آهستگی «زمان طلایی»‌اش را از دست می‌دهد، اما نگاهی دلسوزانه به این ساعت -که تنها موجودیت «شفاف» و «شیشه‌ای» در ساختار مدیریت شهری‌ست- نشان می‌دهد، وقت چندانی برای نجات این طلای تجدیدناپذیر نمانده است!

بدهی تسهیلات بانک شهر: 500میلیارد تومان معوقه، بدهی تهاتری به پیمانکاران: 300میلیارد تومان، بدهی نقد به پیمانکاران به‌علاوه‌ی کسورات: 90میلیارد تومان، بدهی به شرکت شهر آتیه: 100میلیارد تومان، بدهی به تعاونی: 5میلیارد تومان، بدهی به صندوق بسیج: 3میلیارد تومان، سود اوراق مشارکت: 25میلیارد تومان و اسناد آماده‌ی صدور چک در حساب بستانکاران: 20میلیارد تومان، تنها بخشی از بحرانی‌ست که بر گلوگاه کرج گره خورده است.

بیلان درآمدزایی کرج نیز حال خوشی ندارد و صدای نفس‌های محتضرش از نسخه‌ای که امسال نسبت به سال گذشته پیچیده‌شده، قابل شنیدن است؛ پنجاه‌و ششمين جلسه‌ي علني شوراي شهر كرج نشان داد؛ درآمدها به‌واسطه‌ی حذف تخفیف 23درصدی جرائم ماده‌صد در سال 97، نسبت به مدت مشابه در سال قبل کاهش پیدا کرده است، به‌نحوی که: «درآمد فروردین‌ماه 17میلیارد و 400میلیون تومان است درحالی‌که در مدت مشابه سال قبل 31میلیارد تومان بوده.» به تصریح محمدرضا احمدی‌نژاد، سرپرست شهرداري كرج: «در اردیبهشت با 35درصد کاهش درآمد نسبت به ارديبهشت سال 96 مواجه بوده‌ایم؛ به‌عبارتي، 14میلیارد و 400میلیون تومان بوده اما در مدت مشابه پارسال 22میلیارد و 300میلیون تومان وصولي داشته‌ايم!»

درآمدهای غیرنقدی نیز نسبت به سال قبل، کاهش محسوسی داشته است. هشداری که به صراحت می‌گوید: «با توجه به اوضاع مالی شهرداری کرج و هزینه‌های سنگین جاری، تقریباً هیچ کار عمرانی جدیدی نمی‌شود انجام داد. نزدیک به 36میلیارد تومان هزینه‌ی جاری‌ست (حقوق، خدمات شهری و فضای سبز) درحالی‌که درآمد ما 17میلیارد تومان بوده است! در حوزه‌ی درآمدهای پایدار، هیچ بحثی در شهرداری کرج باز نشده و جز ارزش‌افزوده، درآمد پایداری نداریم. درنهایت، روال ساخت‌وساز هم اگر رونق بگیرد، تنها می‌توانیم به گذران شهرداری فکر کنیم!»

به گزارش خبرنگار شبکه خبری البرز و رستاک، در همان جلسه احمدی‌نژاد عنوان کرد: درآمد برخی مناطق "صفر" یا مثلاً 400هزار تومان بوده است! زنگ خطری که هرچند صحن را در آن‌روز مضطرب کرد اما باعث نشد هیأت سیزده نفره‌ی شورا زیر پرچم شهر بیاید و تحت یک حرکت‌جمعی، عَلَم مدیریتِ "خطر قرمز" را بلند کند!

رخ دیگر مشکلات کرج، در آب‌نمک «قطار شهری» خوابیده؛ پروژه‌ای دیرسال که فقدان‌اش را نه سیستم حمل‌ونقل عمومی در نوسازی اتوبوس‌ها پر کرده و نه تحقق رؤیای BRT. پای بخش‌خصوصی هم در مانداب سیاست‌های ناکارآمد مدیریت‌شهری گرفتار آمده‌است و هنوز راه‌حل مورد وفاقي جهت گرداندن چرخ اقتصاد شهری باتوجه به چشم‌انداز مخدوش ساخت‌و ساز، از اتاق فكر شورا بيرون نيامده است و كدهاي درآمدي پايدار، بر مدار صفر می‌چرخند.

این پاشنه‌ی آشیل را در خیابان‌های کرج ببینید؛ در ترافیک بی‌منطق دَم غروب و سر صبح، در ماشین‌هایی که تا خرخره‌ی شهر بالا رفته‌اند و هیچ راه جبرانی‌ای قادر نیست شهروندان این شهر پریشان را مجاب کند که تک‌سرنشینی نکنند و حداقل یک‌روز در هفته بدون اتومبیل به سر کار و بار خود بروند! هوا هم که اگر به مدد باد و باران نباشد؛ دست‌کمی از غبارآلودی پایتخت ندارد؛ و «باغشهر» در این‌میان، رؤیای کم‌جان شهری‌ست که به هویت مخدوش‌اش چنگ انداخته و می‌خواهد روبه یک لقب کمرنگ در گذشته‌های دور و دیرین‌اش، از کابوس این سال‌ها دمی بیاساید.

کمین زلزله زیر پوست حداقل 800هکتار بافت فرسوده، را به فهرست مضطرب شهر اضافه کنید؛ به تصریح فائزه نظری: «وضعیت کرج در شرایط مشابهی از تهران قرار گرفته اما به‌جهت بافت زمین و نحوه‌ي ساخت‌وساز در وضعيت بحرانی‌تری نسبت به پایتخت قرار دارد. استان البرز بر روی دو گسل فعال جنوبی از شهرری تا ماهدشت و شمالی از شمال تهران تا شمال عظیمیه واقع‌شده. مناطق عظیمیه، حسن‌آباد، کلاک، طالقانی، هشتگرد، جنوب اشتهارد و فردیس روی خط ریسک بالای زلزله قرار دارند. ساخت‌و سازهایی که روی گسل‌های سراسری ماهدشت، باغستان در امتداد کلاک و خلج‌آباد انجام شده، عواقب بدی خواهد داشت.»

حدود 30درصد شهر کرج، ترس‌خورده است. کارشناس زمین‌شناسی می‌گوید: «بالغ‌بر 700هکتار از وسعت شهر کرج به روایت آمار رسمی و بالغ‌بر یک‌هزار و صدهکتار به روایت آمار غیررسمی در اِشغال بافت‌های فرسوده و پرجمعیت و نسبتاً فقیرنشین قرار دارد (تقریباً 30درصد) که در مناطقی مانند اسلام‌آباد، اخترآباد، سهرابیه، خط4 حصار، قلمستان، مصباح، اهری، حصارک و کلاک نمود بیشتری دارد و چنانچه اقدامات عملی برای نوسازی انجام نشود و استحکام بناها در برابر زلزله تقویت نگردد، وقوع زلزله در کرج با ابعادی به‌مراتب گسترده‌تر از زلزله‌ي بم رخ خواهد داد.»

ترسی که نه‌تنها مُسکنی ندارد، بلکه شورای شهر در سی‌و سومين جلسه‌ی رسمي خود، اضطرابی جاندار را به رگ‌اش تزریق کرد. در آن جلسه، پرونده‌ی شهر زلزله‌خیز روی میز شورا گشوده و در گزارش خدمات شهری عنوان شد؛ مُعین «كرج» و «فرديس» در صورت عدم آسیب پایتخت، استان تهران مي‌باشد. اگر وضع به خرابی فیلم‌های آخرالزمانی پیش رود، «مازندران» نیز وسط گود خواهد آمد و آستین کمک‌اش به کرجی‌ها را بالا می‌زند؛ اما به‌تصریح مهدی حاجی‌قاسمی، رئیس کمیسیون عمران، معماری‌و شهرسازی، حمل‌ونقل و ترافیک شورای شهر: «تا نیرو از مازندران مثلاً به "گوهردشت" برسد، فرصت‌های زیادی از دست می‌رود و كار از كار مي‌گذرد! با 15گریدر، 22کامیون و 40پارک نمی‌شود شهر 2میلیونی را در بحران زلزله مدیریت کرد.»

اما نعمت‌ها هم در کرج، زیر روایت‌های شکسته و نیم‌بند مدیریت‌شهری، به چالش‌های شهروندی با شهر پرمسأله تبدیل‌شده؛ یک‌باران چنددقیقه‌ای چنان خیابان‌ها را زیر آب می‌برد که حیرت‌اش در رسانه‌های محلّی و ملّی پوشش داده می‌شود تا جایی‌که چند ساعت بعد، آنچه از زیر آب سَر بَرمی‌آورد، تحت یک «معجزه‌ی بهاری» قابل فهم است!

به این فهرست، خیل آسیب‌های اجتماعی از مهاجرت افسارگسیخته تا وفور گدایی با شیوه‌های نوین، اعتیاد تا صاحب‌سَبکی در انواع جرائم ریز و درشت، آمار سرسام‌آور طلاق تا خوش‌نشینی زندان‌ها در قلب شهر و... را مرقوم کنید و از این زاویه‌ی تاریک، نظری به جنگ قدرت در شورای شهر بیندازید؛ شورایی که داعیه‌دار «اصلاح» شد و با شعار «من کرج را دوست دارم» موجی از اِرقِ به خاک، در شهر مهاجرنشین را راه انداخت!

میدان رزم در صحن شورای شهر درحالی گرد و خاک به‌پا کرده که «مردم» اولین زخم‌خوردگان این جنگ فرمایشی‌اند؛ هر روز تکه‌ای از این شهر زخم می‌خورد اما سری به صفحات مجازی اعضای شورای شهر نشان می‌دهد آنها دغدغه‌ای جز بردن در بازی‌ای که میان «گروه هشت» و «گروه پنج» راه انداخته‌اند، ندارند.

«سارا دشت‌گرد» در پستی اینستاگرامی با انتشار عکسی از کرجِ زیرآب نوشته است: «اینکه با هر بارندگی، کرج شبیه ونیز، سوئیس، سوئد و ایتالیا می‌شود، مسأله‌ی مورد تردیدی نیست اما اخلاق حکم می‌کند همان کسانی که بودجه‌ی تکمیل کلکتورهای آب‌های سطحی را تقلیل داده‌اند و روند حرکت پروژه‌های عمرانی را با رفتار سلیقه‌ای کند کرده‌اند، پرسنل خدوم شهرداری را تخطئه نکنند. زمانی‌که بعضی‌ها در حوالی میدان مادر، مشغول لابی‌گری بودند، نیروهای زحمتکش شهرداری با لباس غواصی داشتند مشکلات شهروندان را رفع می‌کردند.» اما وی قسمت کامنت‌ها را بسته تا سدّی بر سیل اظهارنظرهای شهروندی بگذارد!

رحیم خستو نیز با انتشار تصویر مصوبه‌ی هیأت وزیران (1384/1/24) با هشتگ‌های:
#به_من_گفته‌شده_رأی‌گیری_نکن
#اختیارات_خودم
#سرانجام_طرح_دوفوریتی
#تخلف_در_اداره_شورا،
صدای مکتوبِ ضرب‌های این جنگ را در سوی دیگر به نمایش گذاشته است.

در این میان باید پرسید: اعضای شورای شهر کرج! حقّ شهر کجاست؟ به پشت‌گرمی چه کسی و کسانی، سرمایه‌ی مردمی خود را باختید و به‌صورت اعتماد عمومی تیغ کشیدید؟ بازی بی‌صاحب نگه‌داشتن این شهر پریشان را به قیمت کدام صلّه ادامه می‌دهید؟ و این تعلیق دو سر باخت را با کدام راه‌های میان‌بُر جبران خواهید کرد؟... سؤالات محزونی که هرچند گوش شنوایی در مقابل ندارند امّا آخرین مویه‌های شهری‌ست که حدود یکسال پیش با امید به تدبیر، سر بلند کرد و جانی تازه و «هوایی تازه» داشت!

آرزو رضایی مجاز
.چاپ مطلب
شورای شهر کرج باخت اعتماد عمومی قمار سرمایه‌ی مردمی
تعداد دفعات مشاهده شده : 264
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید