کد مطلب : 60526 / تاریخ ثبت : 1397/02/30 20:42

آنچه که نایب رییس با خود می کند؛

به آتش کشیدن یک نام؛ «وحیدی» اعتباری در ماضی بعید

امروز وحیدی با دستان خود انتقام سختی از خودش گرفت. او تمام اعتباری که ذره ذره، خردمندی به نام داوود وحیدی جمع کرده بود یک باره به آتش کشید. حاج منصور سرانجام سبو را بریخت و پیمانه را بشکست و قیصریه را به آتش کشید، آن هم برای هیچ...

امروز روز سخت انتقام و روز شیرین پیروزی بود. روز پارادوکس شورا. روزی که شیرازه‌ی گروه چهار از هم پاشید. روزی که مخالفان کاندیدای شهرداری در هیأت رییسه‌ی شورا با ژستی مدنی، بازی تأخیری را استارت زدند و در انتها با تعویق رای‌گیری حس کردند برنده شدند اما بزرگترین بازنده‌ی این بازی خودشان بودند. روزی که گروه هشت و حاضرین در صحنه‌ی شورا، تصور باخت را داشتند اما آنها پیروز شده و جام را به خانه بردند. امروز «سریزدی» شهردار نشد اما هزاران نفر در شهر برایش هورا کشیدند و تشویقش کرده و برایش گل و بوسه فرستاندند.

اما گزارشی از بازی امروز شورای شهر و تحلیل یک نتیجه‌ی متفاوت با آنچه روی تابلو رقم خورد؛
بنا به مصوبه‌ی جلسه‌ی قبل شورای شهر، مجید سریزدی تنها کاندیدای شهرداری کرج باید برای ادامه‌ی توضیحات و پرسش و پاسخ اعضاء در صحن حاضر و پاسخگوی سوالات نمایندگان مردم می‌شد. اولین انشقاق جدی در میان گروه چهار سکوت "بزنی" یکی از اعضای گروه چهار و مخالفین وی بود و دومین ضربه به پیکره‌ی گروه مخالف از سوی تنها نماینده‌ی بیرون از لیست و مستقل شورا یعنی «ایلیات» وقتی که سریزدی را به‌عنوان استاد تمام شهرداری و تنها گزینه برای نجات شهر معرفی کرد، وارد شد. 

امروز تنها دو عضو مخالف باقی ماندند تا دسته بندی در شورا بدل به تیم‌های (۸+۱+۲+۲) بشود و در کنار "فرج اله ایلیات" مستقل، ما شاهد جدا شدن تدریجی "بزنی" و "نبیونیِ" مرخصی استعلاجی گرفته، از مخالفین باشیم. این جدایی در دو تعبیر قابل فهم است؛ یا منافع شهر را به منفعت فردی ترجیح داده و در پی مشورت با افرادی چون ایلیات، "سریزدی" را فرصتی برای شهر می‌دانند یا بازی را تمام شده، دانسته و زیرکانه خود را از یک بازی از پیش باخته بیرون می کشند.

در این میان دو مخالف مصر مانده اند؛
اولی "سارا دشت گرد" که در دو نوبت متحمل شکست شد. نخست در تهدید سریزدی به فاش کردن برخی موضوعات، پاسخی سخت گرفت و عقب‌نشینی کرد. او گفت سریزدی تضمین بدهد که در صورت گفتن برخی مسایل از او شکایت نخواهد کرد اما احتمالاً پاسخی که گرفت برخلاف انتظارش بود و به همین دلیل دوباره گفت شما به هر قیمتی می‌خواهید شهردار بشوید و هنوز شهردار نشده خط و نشان می‌کشید و اعضای شورا را تهدید می‌کنید. سریزدی به او گفته بود که: هر سوالی که می‌خواهید بپرسید من موظف به پاسخگویی به هرشکل حتی پخش یک فایل صوتی هستم و شما هم می‌توانید پس از ارائه پاسخ من موضوع را به طور قانونی پیگیری کنید!

خودزنی عجیب دشت گرد اما در چند دقیقه بعد رخ داد. آنجا که منصور وحیدی جمله ای اعتراضی در جواب عباس زارع گفت و او به وجد آمده و به تنهایی برای وحیدی دست زد. شاید این دست‌زدن در جواب تشویق مداوم زارع و خستو توسط حضار در صحن و شکستن فضای حاکم بر جلسه بود؛ شاید هم یک خودانگیختگی لحظه‌ای و واکنشی آنی به یک پاسخ چکشی! اما هر چه بود نه این حرکت در شان یک خانم عضو شورای شهر بود و نه چنین حرکاتی در جلسات رسمی قابل قبول عامه است علی‌الخصوص اگر این تشویق با اعتراضات و پوزخندهای ضمنی خبرنگاران و شهروندانی باشد که در این جلسه‌ی علنی حضور دارند.

اما برگردیم به بازنده ‌ی بزرگ امروز، منصور وحیدی؛ نایب رییس شورا. مردی که در دهه هشتاد قدرت ذی‌نفوذ و مطلق در شهرداری کرج بود و به لطف آن قدرت و شوکت همچنان ادبیات بالادستی و خودمحوری‌اش را حفظ کرده است.

باخت بازنده‌ی بزرگ ما ریشه در همان سال ها دارد. وحیدی (زارع سال‌های دور) به لطف قدرت نهادی که در آن زمان به فعالیت مشغول بود، هرگز نیازی به تهیه‌ی نقشه‌ی راه و استراتژی حس نکرده است. او با ادبیات تهدید و بهره‌گیری از نمایش قدرت حرف می‌زند و این کلام در دل شنونده مخصوصاً شنوندگانی که از پیشینه‌اش اطلاعات نادقیق دارند، ارعابی ایجاد می‌کند و درنهایت به هدف خودش یعنی برنده شدن در مناظره‌ی کلامی می‌رسد. این یعنی شما نیازی به نشستن و فکر کردن و تعیین مسیرهای مختلف برای رسیدن به مقصود ندارید. اما امروز او یک جواب تند از همکارش عباس زارع گرفت. حرفی که اگر وحیدی ذره‌ای زیرکی داشته باشد، با شنیدن‌اش استراتژی رفتاری خود را تغییر می‌دهد، بازنشستگی و جدا شدن‌اش از سیستم را به یاد آورده و دیگر از گفتمان امنیتی-تهدیدی بهره نمی‌جوید. زارع به او گفت: "آقای وحیدی از این رفتار دست بردارید! دیگر دهه‌ی هفتاد نیست!"

این تمام باخت حاج منصور وحیدی نبود. او نه تنها هیمنه‌ی امنیتی خود را از این پس از دست رفته می‌بیند که شاید با گلایه‌ی جدی همکاران سابق خود نیز مواجه شود. نهادی که دخالت‌هایش در امور جزیی در شهر به حداقل رسیده و تا امروز نشان داده نه از راه تهدید و ارعاب و نه حتی ازطریق پیشنهاد و رایزنی، مدیری را به مجموعه‌های مختلف شهر علی‌الخصوص شهرداری تحمیل نکرده، قطعا خرج کردن از جلال و جبروت و هویت‌اش را گردن نمی‌نهد.

استاندار و فرماندار و دادستان هم شاید به نحوه‌ی مدیریت امروز وی خرده بگیرند و از او بپرسند شما که مکرراً اعلام کردی به من گفته‌اند که موضوع شهردار را رأی نگیر، چه کسی این حرف را زده است؟! و اگر بر فرض محال هر کدام از ارکان تصمیم‌گیر چنین حرفی را زده باشند، آیا غفلت و اشتباه بزرگ فاش‌گویی این توصیه و تأکید غیرمستقیم اما چندباره بر دخالت‌های خارج از شورا در امور تصمیم‌گیری نمایندگان مردم در پارلمان شهری باعث دلخوری‌شان نخواهد بود؟!

پس از آن، معرفی دو نامزد از سوی نایب رییس شورا و اصرار بر این حق آن هم در زمانی طبق مصوبه و نامه‌ی رییس شورا مهلت قانونی معرفی کاندیداها منقضی شده است، شکست دیگری برای این عضو است. او در حالی ایرانی و عسگری را کاندیداهای خود معرفی کرد که عسگری از این امر اعلام بی‌خبری نمود!

اما آنچه را که می توان بزرگترین خطای رییس موقت جلسه‌ی امروز دانست، عدم پذیرش و اعلام وصول طرح دو فوریتی و هشت امضایی اعضای شورا بود. رفتاری صد در صد خلاف قانون که با گفتن صلاح نمی‌دانم و گفتند که رای‌گیری نکنم، قابل توجیه نبود و شاید تبعات جبران‌ناپذیری هم برایش به دنبال داشته باشد.

اگر زمزمه های سلب عضویت برخی اعضا این روزها به گوش می‌رسد شاید به خاطر همین بی‌احتیاطی‌ها و تمکین نکردن به قانون است. اتفاقی که اگر از من بشنوید زیاد دور از ذهن نیست. هرچند در تمام این سال‌ها تنها یک نفر، طعم تلخ سلب عضویت را چشیده و آن هم مرحوم "داود صادقیان" در شورای دوم بود.

کلام آخر، از اندوخته های خاندان وحیدی است و انذاری و هشداری به منصورشان؛ داوود وحیدی یکی از شاخص‌ترین، منطقی‌ترین و شریف‌ترین وکلای مردم در شورای شهر در ادوار سوم و چهارم بود. عاقل مردی که وردش به هر بحث و جدل در صحن شورا موثر بود و نتیجه‌بخش. هرگز نه تندخویی و تندکلامی و تند رفتاری بر شخصیت آرامش سایه انداخت و نه از اعتبار بدن از دست‌رفته‌اش در سال‌های جنگ، و نه از اعتبار و نفوذش در ارگان‌ها سخن گفت.

داوود وحیدی سیاست مداری اندیشه پیشه بود که گره‌گشایی کرد و نام نیکش امروز در یادها باقی مانده و سال‌های سال باقی خواهد ماند. شاید به جز لیست اصلاحات، بخشی از آرای درو شده توسط حاج منصور، حاصل کاشته‌های حاج داوود باشد؛ بذری که با عرق جبین به میان خاک شخم خورده‌ی باغشهر سابق و کلانشهر امروز کرج رفته، حیف است که بی‌محابا به حراج گذاشته شود.
امید که در آینده، تأمل و تحمل بیشتری را از برادر حاج داوود وحیدی شاهد باشیم.

بابک الحاقی
.چاپ مطلب
شورای شهر سریزدی داوود وحیدی کرج
تعداد دفعات مشاهده شده : 228
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید