کد مطلب : 56099 / تاریخ ثبت : 1396/06/21 18:54

آزمون سخت سبزها در كميسيون عمران و شهرسازي

آيا متخصصين محيط‌زيست، ناجي‌ «پيوست زيست‌محيطي» خواهند شد؟

آيا حساسيت دو عضو فعال محيط‌زيستي در كميسيون عمران شوراي شهر كرج، مي‌تواند پيوست زيست‌محيطي را به طرح‌هاي عمراني منگنه كند و به اين شهر با هويت مخدوش، تكه‌اي از پازل باغشهري‌اش را پس بدهد؟

مرکز استان‌شدن، دست پرقدرتی بود که کرج را وارد پیوستار هويت‌خواهي كرد. اگر بخواهیم رد هویت‌دهی به اين كلانشهر را در ادبيات مسئولین پی بگیریم بی‌شک به آغاز آن، بعد از استان‌شدن برمی‌خوریم؛ وقتی کرج از زیر سایه‌ی سنگین تهران، خود را بیرون کشید و به‌دنبال آب‌و دانه‌ای جهت استقلال گشت. این سال‌ها به دوران نوجوانی در فرآيند رشد می‌مانست؛ زمانی معلق در میانه‌ی کودکی و بزرگسالی که اصلِ یافتن هویت برای ترسیم هر چشم‌اندازی زیربنایی‌ست؛ اما اگر بخواهیم وضعیت تعلیقی شهر در این جستجو را، باز هم در پهنه‌ی گفت‌وشنود مقامات دنبال کنیم، بی‌تردید به سرمنزل زيرساخت‌ها خواهیم رسید؛ به نخي نامرئي که خود در کلاف پیچیده‌ای، سرنخ گم کرده و در گره‌های کور نيز گرفتار آمده است.

روی دیگر ضرورت کسب هویت در وضعیت مهاجرپذیری کرج ضرب شد، شهری که با برچسب «ایران‌کوچک» و چهل‌تکه‌ی قومیت‌های مختلف بر تن، نیازمند نوعی یکپارچگی و اراده جهت وحدت ساختاری گشت.
همجواری با تهران و قزوین هم مسئله‌ی دیگری‌ست؛ همسایه‌گانی که هر روز چهره‌ی سازمندتری يافتند و در چشم‌انداز شاکله‌ی رشد تا حد زیادی مستقل جلوه می‌کنند.

مسئله‌ی کسب هویت برای این مرکز استان، از آنجا ارزش حیاتی‌تر پیدا کرد که چهره‌ی گذشته‌اش مخدوش گشت؛ صورتی سبز با هوایی پاک تا جایی‌که وقتی کرج در لیست آلوده‌ترین شهرهای کشور رده‌بندی شد، اضطرارِ تعریف جدیدتری از آن سَر بَر کرد.

این مسائل باعث شد «ایران کوچک» موردتوجه بسیاری از مسئولین در بازتعریف هویت‌اش قرار گیرد؛ اولین گفتگوها بر سر ورودی و خروجی این‌شهر، متمرکز و گام‌های بعدی به طراحی نوعی اِلمان محول گشت. چندی بعد نیز، مسائلی چون مبلمان‌ و زیباسازی محیط روی میز مسئولین قرار گرفت اما كارتابلي خاك‌گرفته و دستورالعملي ويتريني، ماحصل اين تلاش شد چرا كه، نه اين كوشش در سطح شهر نمود بيروني يافت و كرج را در ساخت و بافتي متناسب با تاريخ‌اش و در نسبت ميان هنر و شهر فُرم داد و نه كلانشهر ما، كمربند سبزش را بست و با فيگور قديمي باغشهري‌اش از روزگاران رفته دلجويي نمود.

فضاهای عمومی، نشانه‌های سلامت و یا بیماری شهراند؛ اکثر اين فضاها کالبدی بی‌جان‌اند، به‌عنوان مثال: احیای میدان‌ها در جهت تقویت زیبایی و مبلمان‌سازی، چندان موردتوجه نیست.
امروزه زيباسازي فرآيند آفرينش هنری و ارتقاء كيفيت زندگي در محيط شهری محسوب می‌شود و سازمان متبوع می‌بایست انواع هنرهاي تجسمي، آثار حجمي، نقاشي ديواري، گرافيتی و مبلمان را به‌عنوان ضرورتی لحاظ کند؛ فقداني كه بي‌شك مسئوليت‌اش تا حدود زيادي متوجه چرخيدن سازمان زيباسازي در دور روزمرگي‌ست.

شهر هزار فاميل نه‌تنها هويت سال‌هاي پيش را به عنوان باغ‌شهر از دست داده بلكه به سكونتگاهي تبديل شده كه از يكسو دچار بحران هويت و فاقد المان فرهنگي‌ست و از سوي ديگر، هيچ نشانه‌اي از اجراي مبلمان شهري را دارا نيست.
ساختمان‌هاي كوتاه و بلند با تابلوهايي كه به اندازه‌ي قد آپارتمان‌ها بالارفته يا پايين مانده‌اند از باغ‌شهر ديروز، شهري صنفي-تجاري را ساخته و پاي لنگ سازمان زيباسازي نيز، عرصه را بر زيبايي تنگ كرده است.

روي ديگر سكه‌ي هويت كرج نيز در غفلت از شناسنامه‌ي اين شهر ضرب شد؛ شناسنامه‌اي كه لابه‌لاي ولع ساخت‌و ساز بي‌رويه از نفس افتاد و برگ‌هاي سبزش در ميان بادهاي تخريب‌گر طرح‌هاي عمراني جان داد؛ طرح‌هايي كه پيوست زيست‌محيطي نداشتند و تبر تيزي بودند تا حروف سبز را جداجدا كنند.

در همين بستر آشفته است كه گفتمان توسعه‌ی پایدار به‌عنوان نیازی اجتناب‌ناپذیر در ميان کارشناسان شهری زمزمه مي‌شود؛ انقلاب جمعیتي، ناهنجاری‌های بصری و زیست‌محیطی، ترافیک، آلودگی هوا، ناپایداری و ناایمنی بنا، نخستين علل بازشدن باب اين چشم‌انداز است.

مفهوم توسعه‌ی پايدار، ناظر بر اين واقعيت انكارناپذير است كه ملاحظات مربوط به اكولوژي مي‌تواند و بايد در فعاليت‌هاي اقتصادي به‌كار گرفته شود.
كميسيون جهاني محيط‌زيست و توسعه كه براي اولين‌بار اين اصطلاح را ارائه داد، توسعه‌ی پايدار را به‌عنوان فرآیندی تعريف كرد كه نيازهاي نسل فعلي را بدون ايجاد اشكال در مسیر نسل‌هاي آينده، تأمين كند. درواقع توسعه‌ی پايدار بر پايه‌ی آگاهی نسبت به منابع موجود و نیز نگاه به فردا در حفظ این منابع برای آیندگان، رقم می‌خورد.

اگر واقع‌بینانه به استان البرز نگاه کنیم، مهم‌ترین منبع قابل‌اتکا، وجه زیست‌محیطی آن است؛ طبیعت زیبای جاده‌ی کرج-چالوس و گستره‌ی روستاهای بخش آسارا، برغان، باغ‌های محمدشهر، طالقان و کلاک و... ازجمله ظرفیت‌های قابل سرمایه‌گذاری‌اند که از این منبع سربرآورده‌اند اما در همين پاساژهای فرصت هم مسئله این است که از ظرفیت‌ها در جهت روشن‌شدن موتور محرکه‌ی توسعه‌ی پایدار استفاده کرده‌ایم یا این منابع با سوءمدیریت درحال از بین‌رفتن‌اند؟

هرچند در اواخر عمر شوراي دور چهارم با ژست‌های متعدد حفاظت از طبیعت و دغدغه‌های زیست‌محیطی به‌واسطه‌ی بحث داغ انتقال آب رودخانه‌ی کرج به تهران مواجه بوده‌ایم و بسیاری از پشت میزها، مصاحبه‌های خوب با تیترهای جنجالی داشته‌اند اما باید این رویکرد دلواپسانه را از زاویه‌ی دیگری رصد کرد و درواقع پرسید: به‌راستی چند مدیر، دغدغه‌ی جدی محیط‌زیست با ارائه‌ی راهکارهای عملی داشته‌اند؟

بحران مضطر آب، تهدید بیابانی‌شدن منطقه‌ی اشتهارد، آبياري زمين‌هاي كشاورزي با فاضلاب و رهاسازي پساب‌هاي آلوده در مزارع، تنها بخشي از كارنامه‌اي‌ست كه غياب نگاه زيست‌محيطي را علني مي‌كند. عدم آموزش‌های عمومی در کنار دیگر اهمال‌های مسئولین، شاه‌کلید توسعه در البرز را مفقود کرده است.

درخت‌ها نيز سر سلامت از غياب رويكرد زيست‌محيطي به‌در نبرده‌اند؛ مناطق مختلف این کلانشهر که روزی رکاب نگین‌های سبز بودند، در ازدحام ساختمان‌سازی‌های غیرمجاز مانند سوزنی که در انبار کاه افتاده، گم شده‌اند؛ به‌عنوان نمونه: زمین‌های کشاورزی ساوجبلاغ در گرماگرم قدکشیدن ساختمان‌ها در معرض آسیب جدی قرار گرفته‌اند.
در حصار نیز با باغ‌هایی مواجه می‌شویم که جای خود را به قلیان‌سراها داده و چهره‌ی افیون‌زده‌شان در کارنامه‌ی سبز کرج، قابل تشخیص نمي‌باشد.
جاده‌ی برغان نیز بیرونِ این چشم‌انداز زمستان‌زده نايستاده؛ محیط‌زیست این جاده که دستخوش دپوی زباله‌هاست، چندان به بقا در آینده امیدوار نیست.

اين درحالي‌ست كه ركود اقتصادي، بسياري از كلانشهرها را بر آن داشته تا برای کسب درآمد بیشتر، به صنایع اشتغال‌زا و پُرمنفعت روی آورند.
در این میان «صنعت گردشگری» سومین فعالیت اقتصادی پیشرو می‌باشد که پس از صنعت نفت و خودروسازی، باعث افزایش درآمد بسیاری از کشورهای دنیا گشته است. اما امروزه بر اثر بهره‌برداری غیراصولی از منابع طبیعی در طول سالیان متمادی، اکوسیستم‌های طبیعی ما تخریب و بسیاری دیگر شکننده و آسیب‌پذیر شده‌اند حال‌آنکه برنامه‌ریزی و مدیریت اصولی بر نحوه‌ی بهره‌برداری از منابع طبیعی و نیز مراقبت از داشته‌ها، مهم‌ترین هدف توسعه‌ی پایدار و تضمین‌کننده‌ی بقای جوامع انسانی‌ست.

رشد و شکوفایی گردشگری و نیز حفظ محیط‌زیست و میراث‌طبیعی نه‌تنها منجر به ارزآوری و اشتغال‌زایی می‌شود بلکه مسیر توسعه‌ی پایدار را هموار می‌کند؛ مسیری که شعارها را به چشم‌انداز عمل می‌کشاند.
همين بستر، لزوم تغيير زاويه‌ي ديد مسئولين به مباحث زيست‌محيطي را مطرح مي‌كند؛ تغييري كه «مصیبت‌خوانی محیط‌زیستی» را به «احياي پيوست زيست‌محيطي» مبدل خواهد كرد.

به تعبير محمد فاضلي: «مصیبت‌خوانی محیط‌زیستی؛ مویه، زنجموره و بیان سخنان تکان‌دهنده درباره‌ي مشکلات محیط‌زیستی، توسط یک مقام مسئول فعلی یا سابق است به نحوی که شنونده، خواننده و بیننده چنان تحت‌تأثیر قرار گیرد که نپرسد راه‌حل چیست و برای برون‌رفت از این مشکلات چه باید کرد؟ سهم عوامل و افراد مختلف در بروز بحران چه بوده‌اند؟ و چه برنامه‌ي عملی برای مواجهه با مشکلات محیط‌زیست باید انجام داد؟»

به اعتقاد اين جامعه‌شناس و استادیار دانشگاه شهیدبهشتی: «مصیبت‌خوانی محیط‌زیستی، اگر توسط فعالان مدنی، اعضای سمن‌ها، استادان دانشگاه، نسل‌های جوان که سهمی در گذشته نداشته‌اند و غیر از مقامات مسئول فعلی و سابق صورت گیرد، ایرادی ندارد و بخشی از مسئولیت اجتماعی آن‌هاست؛ اما مصیبت‌خوانی بدون ختم‌شدن به راهکارها، طرح‌کردن هزینه‌های تغییر و هزینه‌دادن برای تغییر نوعی گریز است.»

فعال شدن دو متخصص محيط‌زيست در شوراي شهر كرج شايد بتواند نبض اين فرآيند را به‌دست گيرد.
کمیسیون عمران، معماری و شهرسازی، حمل و نقل و ترافیک شورای شهر کرج با حضور "حسين محمدي" با درجه‌ي علمي دكتراي محيط‌زيست و "عباس زارع" به‌عنوان كارشناس ارشد محيط‌زيست، آيا پيوست نيمه‌جان زيست‌محيطي در طرح‌هاي عمراني را احياء خواهد كرد؟
شايد بتوان خوشبينانه، تذكر محمدي به معاون شهرسازی و معماری شهرداری کرج در كميسيون مذكور را نويددهنده‌ي روزهاي بهتري براي كرج دانست؛ شهري كه شوراي دور پنجم‌‌اش «كميسيون محيط‌زيست» را هم در كنار ديگر كميسيون‌ها فعال كرد.  

به گزارش خبرنگار رستاك و شبکه خبری البرز، حسين محمدي با اشاره به طرح بزرگراه شمالي، خواستار تهيه‌ي پيوست زيست‌محيطي طرح‌هاي عمراني شد.

محمدي با بيان‌اينكه: «بزرگراه شمالي كه درحال اجراست، برحسب قانون و ضوابط محيط‌زيست مشمول ارزيابي اثرات زيست‌محيطي‌ست» تصريح كرد: «البته در كل كشور، ما دچار اين مشكل هستيم كه كليه‌ي پروژه‌هاي عمراني دولتي بعد از شروع كار، وارد پروسه‌ي اخذ مجوزهاي زيست‌محيطي مي‌شوند و همين‌امر باعث فجايع و مخاطرات زيست‌محيطي بسياري شده است.»

وي با بيان اينكه: «اين رويه غلط است چون وقتي پروژه شروع مي‌شود قانونگذار اجازه نمي‌دهد طرح در كميسيون ماده2 مورد ارزيابي‌هاي زيست‌محيطي قرار گيرد.» خاطرنشان كرد: «در طرح‌هاي عمراني، ارزيابي اثرات زيست‌محيطي را در دستوركار قرار دهيد تا در زمان اجراي پروژه‌ها، طرح‌هاي بهسازي نيز به موازات طرح عمراني اعمال شود.»

حال بايد رصد كرد كميسيون محيط‌زيست با رياست محمدي و نيز حساسيت دو عضو فعال محيط‌زيستي در كميسيون عمران، مي‌تواند پيوست زيست‌محيطي را به طرح‌هاي عمراني كرج منگنه كند و به اين شهر با هويت مخدوش، تكه‌اي از پازل باغشهري‌اش را پس بدهد؟  

آرزو رضايي مجاز
.چاپ مطلب
كميسيون عمران شوراي شهر كرج پيوست زيست محيطي توسعه پايدار
تعداد دفعات مشاهده شده : 55
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید