کد مطلب : 55457 / تاریخ ثبت : 1396/05/22 09:53

از شفافخانه‌ی تهران تا تاریکخانه‌ی کرج؛

گردن اصلاحات و شمشیر دامکلوس انتخاب شهردار

دنیای مجازی برای مردم ایران یک موهبت الهی بود. تأثیرش در انتخابات و شکستن خطوط قرمز اطلاع‌رسانی و آموزش‌های درون‌گروهی اجتماعی، هر کدام قدمی ما را پیش برد و با تکرار "تکرار" سید در کانال‌ها و گروه‌های دنیای مجازی، تحولی بزرگ در عالم سیاست رقم خورد اما این نعمت الهی کجا نقمت شد؟!

تلگرام دنیای جدیدی‌ست که ما بخشی از روزمان را در آن سپری می‌کنیم. عمری که به دو دنیا تقسیم کردیم و گاه از سر تفنن و گاه از سر تعصب، روز و ساعت و اعصابمان را در آن می‌گذاریم و با مغزی خسته به خواب می‌رویم تا صبح دوباره برخیزیم و به‌جنگ دشمنان ناشناس و حتی آشنایمان برویم.

در فراز و فرودهای چندسال اخیر علی‌الخصوص در ایام انتخابات؛ از مجلس و شورا تا شهردار، دنیای تلگرام دیگر آن دنیای شیک و حرف‌های قشنگ و ادبیات فلسفی نیست. اینکه هم‌گروهی‌های ما کی هستند و رابطه‌شان با ما چیست هم، بخش کم‌اهمیت‌تر ماجراست، اینجا کاندیدای موردنظر ما باید انتخاب شود و در این مسیر اگر ما به رقیب و هوادارانش بتازیم و آنها را بتارانیم، نتیجه‌ی مقبول را کسب کردیم؛ فارغ از اینکه در این تازیدن و تاراندن، از ناموس و حیثیت و آبروی طرف مقابل مایه می‌گذاریم و آخرتمان را فدای پیروزی دنیای یکی دیگر می‌کنیم.

شورای شهر تهران در روشی خردمندانه که نشان از پختگی سیاسی منتخبین شورای پنجم و بلوغ سیاسی و فکری کاندیداهای شهرداری‌اش داشت، مردم را در حدامکان در جریان انتخابش قرار داد و البته در این میان، نقش "مرعشی" بعنوان یک کاتالیزور افکار عمومی و یک اطلاع‌رسان حرفه‌ای را نباید نادیده گرفت که توانست با عملکردش تنش را به اقلّ و اتحاد را به اکثر رسانده و تخت را برای جلوس "نجفی" مهیا کند.

در کرج، ماجرا برعکس است؛ اول "نصرتی" شهردار قزوین و دوم "میرباقری" از اصلاح‌طلبان قدیمی قربانی شدند. یکی منتسب به اصول‌گرایان که از ابتدا نامش مطرح شد و دومی از اصلاح‌طلبان کرج که در مرحله‌ی پس از انتشار لیست به اصرار، نامش را در بین دیگر کاندیداها گنجاندند. نتیجه چه شد؟! هر دو حذف شدند تا ما بمانیم و این سؤال که چه کسانی نصرتی را بدون شناخت و حتی یک دیدار و جلسه‌ی آشنایی مطرح کردند و چه کسانی میرباقری را به میانه آوردند و تنهایش گذاشتند!

اما این تمام ماجرا نیست. از این جا رقابت، جدی‌تر و داستان تلخ‌تر هم می‌شود. ناگهان هواداران "سلیمی" و "نصیری"، دو گزینه‌ی حائز بیشترین آرا به همراه "نوذرپور" به یکدیگر تاختند و البته شانس با نوذرپور همراه بود که در کناره و حاشیه باقی ماند تا آبرویش را در میان کلمات، تکه‌تکه در تلگرام حراج نکنند.

در این بازار مکاره از همه توان بهره جستند تا ثابت کنند چه کسی اصلاحاتی نبوده و قالیبافی‌تر است؟! چه کسی املاک نجومی گرفته است و جیبش، پر شده از بخشش‌های شهردار وقت تهران است؟! چه کسی دستگیر و چه کسی محکوم شده است و... . اما کسی نگفت این آقایانی که کارمند شهرداری بوده‌اند، وظیفه‌شان خدمت در آن ارگان بوده و طبیعتاً کسی که ۳۰سال در شهرداری تهران کار کرده، می‌تواند هم مدیر قالیباف باشد، هم مدیر کرباسچی!

در این میان "یاشار سلطانی" افشاگر املاک نجومی شهرداری تهران هم در توییتی از حضور یک کاندیدا در میان لیست اصلاح‌طلبان اظهار تأسف کرد و دلیل‌اش را هم دریافت املاک نجومی ذکر نمود؛ حرکتی که توسط آن شخص، یک حرکت غیراخلاقی سیاسی و فاقد استناد عنوان شد و پس از انتشار بیانیه و ارائه‌ی لیست و تفاوت زمانی بیش از 10‌سال، "سلطانی" تن به پاسخگویی نداد و به ابهام‌ها دامن زد تا همچنان توییتش گروه به گروه بچرخد و مردم ببینند و سری تکان بدهند و به منتخبین شورا و آن کاندیدا لبخند بزنند.

آنچه جای نگرانی دارد، نه‌تنها اما و اگرهای انتخاب شهردار -که در جای خودش برای کرج و البرز حائز اهمیت است- بلکه گردن نازک اصلاحات است که در زیر شمشیر بی‌آبرویی قرار گرفته؛ این غائله می‌تواند آبروی جمع‌شده و اعتبار کسب شده‌ی اصلاحات را نه در کرج و تهران بلکه در میان مردم ایران بریزد و سهم‌خواهی و خودزنی درون‌گروهی، سرآخر نخ این شمشیر آویزان از سقف را قطع کرده و دنیا را به کام تمامیت‌خواهان برمی‌گرداند.



بابک الحاقی
.چاپ مطلب
اصلاحات انتخاب شهردار تهران انتخاب شهردار کرج شورای شهر کرج
تعداد دفعات مشاهده شده : 137
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید