کد مطلب : 53988 / تاریخ ثبت : 1396/03/03 10:52

حُسن حَسن

او به ما ثابت کرد که می‌شود با اقتدار بر سر میز مذاکره رفت و وزیری فرستاد تا بر سر ۱+۵ ابرقدرت، فریاد بزند و رییس سازمان انرژی اتمی‌اش، وزیر خارجه‌ی آمریکا را با خودنویس بزند ولی ...

انتخابات فرانسه مانند تئاتر باشکوهی از شکسپیر بود؛ نمایشی برجسته که از دوردست‌ترین اعماق خلوص تفکر بشری نشأت می‌گرفت و انگار تمام نوابغ بازیگری در قالب نمایشنامه‌ای که تمام شهروندان فرانسوی نوشته بودند، گرد هم آمدند تا پایانی خوش را برای تماشاگران رقم بزنند.

نقش اول آن را  اگرچه «ماکرون» بر عهده داشت اما در برابر «مارین لوپن» و اعوان و انصارش، چیزی ورای یک سوپرمن لازم بود. اما درمقابل آنچه که جهان در مهد عطر و ادبیات به نظاره نشست، فریبکاری ترامپ و فریب‌خوری مردم آمریکا بود.

ترامپیسم مانند سریال‌های آبکی همین تلویزیون خودمان،  تماشاگران‌اش را به سخره گرفت و مردم هم با اخمی بر صورت، تنها کاری که کردند خاموش‌کردن تلویزیون‌ها و پرت‌کردن کنترل‌ها به گوشه‌ای بود.

 رأی در فرانسه، رأی خردورزی بر بی‌خردی بود؛ همانگونه که رأی مردم آمریکا به دغل، و هیاهو بر تعقل و تدبیر. فرانسوی‌ها با انتخاب ماکرون نشان دادند که از تونل ترسناک تعصبات به مدرنیته گذر کرده‌اند و شکوه پاریسی شاعر را در کلمه به کلمه‌ی ادبیات‌شان به نمایش گذاشتند. اما مردم آمریکا همان‌ها هستند که در بلک فرایدی (جمعه‌ی سیاه حراج) به فروشگاه‌ها هجوم می‌برند و مشت بر چانه‌ی یکدیگر می‌کوبند و انگار که فاتح جنگی بزرگ‌اند، اموال را به یغما می‌برند. اما مردم ایران آموخته‌اند آنچه که آمریکایی‌ها شاید 7سال و اندی دیگر و فرانسوی‌ها یک‌قرن پیش در انقلاب کبیرشان آموختند و خواهند آموخت؛ ما همچون کسانی که ایفل را هر روز می‌بینند، دانستیم که رأی اشتباه‌دادن و یا اشتباهِ رأی ندادن، هر دو خانمان‌سوز است و چه بلایی به سرمان می‌آورد.

ما ایرانیان با گوشت و پوست و استخوان تجربه کردیم که تفاوت رییس جمهوری که تفاوت قطع‌نامه و کاغذپاره را نمی‌داند، با دیگری بسیار است و آنکه از بردن «ممه توسط لولو» خبر می‌داد چقدر از فهم سیاست در عرصه‌ی بین‌الملل عاجز بود.

ما دانستیم آنکه پول را به جای تقویت زیرساخت‌های خدمات‌رسانی و تولید و صادرات بین مردم پخش می‌کرد، فردا روزی این پول را روی بهای آب و گاز و برق‌مان پس خواهد ستاند و فهمیدیم پولی که در تولید و صادرات خرج نشود، در دلالی و واردات هزینه خواهد شد.

ما دانستیم بین «حسن» ها و «محمود» ها  فرق چندان است که با هواپیماهای حسن می‌شود به آسمان رفت و به مقصد رسید و میلیاردها دلار صرفه‌جویی ارزی کرد اما با هواپیماهای محمود می‌شود با سلطان سر به زمین خورد و هر تکه‌مان را در شعاعی به وسعت کیلومترها -اگر بشود پیدا کرد- جمع کنند.

حُسن حَسن این بود که زبان سیاست می‌فهمید و تدبیر و تدبرش باعث شد نگرانی هر روزمان برای قیمت فردای سکه، زمین، دلار، ماست، نان و گوجه‌فرنگی به دست باد فراموشی سپرده شود و امروز از تغییر قیمت لحظه‌ای ننالیم.
او به ما ثابت کرد که می‌شود با اقتدار بر سر میز مذاکره رفت و وزیری فرستاد تا بر سر ۱+۵ ابرقدرت، فریاد بزند و رییس سازمان انرژی اتمی‌اش، وزیر خارجه‌ی آمریکا را با خودنویس بزند ولی پیروز از شطرنج مذاکره بیرون بیایند.

حُسن حَسن این بود که میلیاردها دلار پول بلوکه شده را در آمریکا آزاد کرد اما دیگران پول در آمریکا گذاشتند تا مصادره شود و به ریش‌مان بخندند. حُسن حَسن برابری برداشت از میادین گازی مشترک با قطر بود درحالی‌که دیگران سکوی نفتی غیب می‌کردند.

اما بزرگ‌ترین حُسن حَسن این بود که ثابت کرد می‌شود با انتخابی خوب، آینده‌ای بهتر را رقم زد؛ همانطور که حُسن محمود این بود که نشان‌مان داد رأی ندادن چه اضطراب خانمان‌سوزی را به رگ و پی‌مان تزریق می‌کند.

عده‌ای به جناح و جناق می‌اندیشند، اما من به کودکان کار، زباله‌گردها، جوانان عاصی بی‌آینده و بی‌افق، به بیماران و داروهای کمیاب، به زنان سرپرست خانوار و... می‌اندیشم! مبادا تاریخ تکرار شود که فرصتی برای دوباره سوختن نیست.

در پایان بدانیم: «مردمی که سیاست‌مداران فاسد را انتخاب می‌کنند قربانی نیستند، شریک جرم‌ا‌ند.» (جورج اورول)

بابک الحاقی/ مجله رستاک
.چاپ مطلب
حًسن حَسن انتخاب روحانی انتخابات 96 مجله رستاک
تعداد دفعات مشاهده شده : 162
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید